تبليغاتX
فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

firildakh

طه

firildakh

http://firildakh.blogfa.com

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!! خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز ،چگونه مردن را خود خواهم دانست.(دکتر شریعتی)

فرهنگي ، اجتماعي ، سیاسی

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام "فيريلداخ " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
اروميه پايتخت واليبال ايران
صداي معلم تشكل آرمان دانشجو سايت آموزشي واليبال تبريز (فريد صلواتي(روزنامه نگار شنگولان دانش ياداشتهاي مشركانه سرزمين مظلوم من شمالغرب روز نوشتهاي يك دانشجو سلام هم وطن جامعه در انتظار موعود مازار نيوز فيلترشكن آزاد تبريز زهره وفايي ابلهی که همه چیز میدانست وبلاگ دوستداران اكبر اعلمي اخرین جنگ ایرانیان پژواك تبريز آذر نيوز اعلمی رئیس جمهور ایران آزاد و دمکراتیک تيموكرات مشق عشق ايمان زرتشت
آرشیو تماس با ما


"ایکی قاپیلار"

طه پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  نظر بدهید!

بیانیه 14

   بیانیه ۱۴ میر سبز قبا

مهندس میرحسین موسوی در آستانه روز ۱۳آبان بیانیه شماره ۱۴ خود را خطاب به ملت ایران صادر کرد. وی ۱۳ آبان را سبزترین روز سال دانست. به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.
شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم.باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست.
دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میرحسین موسوی

طه یکشنبه دهم آبان 1388  نظر بدهید!

فتوای آیت الله حسینعلی منتظری در مورد حقوق ملت تورک آذربایجان

فتوای آیت الله حسینعلی منتظری در مورد حقوق ملت تورک آذربایجان

 

جمعه  ۱ آبان ۱٣٨٨ -  ۲٣ اکتبر ۲۰۰۹

 اویرنجی: آیت الله حسینعلی منتظری یکی از مراجع تقلید با انتشار فتوایی خواستار احترام و بقای زبان ترکی در ایران شده است. این مجتهد معترض در ایران که به سیاستهای حکومت اعتراض دارد با این فتوای خود خواهان اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی شده است. ایشان از ترکها خواسته است که حقوق قانونی و شرعی خود را از طریق مجاری قانونی تعقیب کنند. اصل فتوا که در سایت ملی حرکت آمده است در زیر می آید.

طه سه شنبه پنجم آبان 1388  نظر بدهید!

گئتمه ترسا بالاسی

بعد از وقفه ای که به دلیل مشغله ی کاری در به روز کردن وبلاگ پیش آمده بود با شعری لطیف از استاد شهریار در خدمت خوانندگان گرامی هستم.

گئتمه ترسا بالاسی

 

 اذن وئر توي گئجه سي من ده سنه دايه گليم

ال قاتاندا سنه مشاطه ، تماشايه گليم

سن بو مهتاب گئجه سي سئيره چيخان بير سرو اول

اذن وئر ، من ده دالينجا سورونوب سايه گليم

منه ده باخدين او شهلا گوزونله ، من قارا گون

جرئتيم اولمادي بير كلمه تمنايه گليم

من جهنم ده ده باش ياسديقا قويسام سنيله

هئچ آييلمام كي دوروب جنت مآوايه گليم

ننه قارنيندادا سنله آكيز اولسيديم اگر

ايسته مزديم دوغولوب بيرده بو دونيايه گليم

سن ياتيب جنتي رؤياده گؤرنده گئجه لر

من ده جنتده قوش اوللام ، كي او رؤيايه گليم

قيتليغ ايللر ياغشي تك قورويوب گؤز ياشيميز

كوي عشقينده گرك بيرده مصلايه گليم

سن ده صحرايه مارال لار كيمي بير چيخ ، نولي كي

من ده بير صيده چيخانلار كيمي ، صحرايه گليم

آللاهيندان سن اگر قورخموييب ، اولسان ترسا

قورخورام من ده دؤنوب دين مسيحايه گليم

شيخ صنعان كيمي دونقوز اوتاريب ايللرجه

سني بير گؤرمك اچون معبد ترسايه گليم

يوخ صنم! آنلاماديم ، آنلاماديم ، حاشا من

بوراخيم مسجيديمي ، سنله كليسايه گليم!

گل چيخاق طور تجلايه ، سن اول جلوه ي طور

من ده موسي كيمي ، او طوره تجلايه گليم

شيردير (( شهريار )) ين شعري ، الينده شمشير

كيم دئيه ر من بئله بير شيرله دعوايه گليم

طه سه شنبه پنجم آبان 1388  نظر بدهید!

اعلمی در دفاع از دانشجویان محروم از تحصیل آذربایجان

اعلمی در دفاع از دانشجویان محروم از تحصیل آذربایجان

"مسدود کردن راه خدا" یا "جنایت آپارتاید" در دولت مهرورز !؟

تشویق و ترغیب شهروندان به کسب علم و دانش و ادامه تحصيل، بزرگترين خدمت به اعتلاي سطح دانش در یک جامعه محسوب مي‌شود.

به همین سبب در اغلب کشورها مقامات و مسئولان مربوطه اهتمام خود را صرف برطرف نمودن موانع تحصیل شهروندان خود و ارتقای تحصیلی آنها می نمایند.

حتی در رژیم گذشته هم اگر کسی مرتکب شدیدترین جرائم سیاسی می شد عملا او را از ادامه تحصیل در دانشگاهها محروم نمی کردند.

اهمیت کسب علم و دانش تا آنجاست که اولیای دین نیز به شیوه های مختلف به تجلیل از علم و معرفت پرداخته و مسلمانان را به کسب علم و دانش تحریص و ترغیب می کنند، تاجائیکه پیامبر اکرم ضمن تاکید بر اینکه"آموختن علم بر هر مسلمانی واجب است و خدا جویندگان علم را دوست دارد"(1)، به مسلمانان توصیه می کند که از گهواره تا گور به دنبال کسب علم باشند و علم را اگر چه در چین (بعنوان یکی از دورترین نقاط عالم)باشد، بیابند.

حتی در روایات آمده است که امام چهارم(ع) ، هر گاه جوانهای طالب علم را می دید ایشان را نوازش می کرد و به خود نزدیک می نمود و می فرمود: "مرحبا بر شما، شماها سپرده ها و ذخیره های علم و دانش هستید، امید است امروز که کوچکترین قوم هستید، در آینده بزرگترین گروه دیگر باشید."(2)

از نظر شارع مقدس تحصیل علم و دانش آنقدر حائز اهمیت است که امـام عـلی(ع) جویندگان علم را همردیف با مجاهدین فی سبیل الله بیان کرده و می فرماید:" الشـاخـص فـی طـلب العـلم کـالمـجـاهـد فـی سبیل الله" یعنی " آنکه به جستجوی علم برخیزد، همچون مجاهد در راه خدا است". و در جای دیگری می گویند: "اغد عالما او متعلما، و لا تکن الثالث فتعطب" یعنی " یا دانا باش ، یا جوینده دانایی ، و جز این دو مباش که هلاک خواهی شد."

 بدلیل همین جایگاه است که بموجب بند 3 اصل سوم و همچنین اصل سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت موظف به فراهم کردن آموزش و پرورش رايگان براي همه ملت در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي و همچنین گسترش وسائل تحصيلات عالي به طور رايگان تا سر حد خودكفايي كشور شده است.

با این وصف و به رغم همه این تاکیدات، ملاحظه می شود که محروم کردن جمعی از دانشجویان از ادامه تحصیل در دانشگاه ها، به یکی از کیفرهای حکومتی در جمهوری اسلامی مبدل شده و این گروه از دانشجویان که اتهام آنها نوعا معطوف به فعالیت های سیاسی متفاوت با رویکرد دولت است، از ادامه تحصیل باز می مانند!

متاسفانه احیای شدیدتر این بدعت در دوران حکومت احمدی نژاد و مجازات دانشجویان منتقد حکومت از طریق محروم کردن آنان از ادامه تحصیلات تکمیلی، آنهم بدون آنکه اتهام آنان در دادگاه صالحه ای ثابت شده باشد، بر افتخارات این دولت مهرورز افزوده است!

در ادامه همین برخوردهای حذفی و مغایر با قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران، در خبرها آمده بود که دانشگاه آزاد اسلامی نیز به پیروی از دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم 4 تن از اعضاي سابق شورای مرکزی تشكل آرمان این دانشگاه را از ادامه تحصيل در دانشگاه های مربوطه محروم کرده است!

يونس زارعيون، بهنام تركانپور ،وحيد شيخ بگلو و نويد محمدي از اعضای سابق شوراي مركزي تشکل دانشجوئی آرمان دانشگاه آزاد تبریز از جمله کسانی هستند که اخیرا به صف محروم شدگان از تحصیل در دانشگاه های آزاد پیوسته اند تا بدینوسیله نشان داده شود که قلمرو مهرورزی دولت حاکم تا دانشگاه آزاد نیز توسعه یافته است!

دانشجویان مذکور مدعی هستند که مسئولان دانشگاه آزاد، محرومیت آنان از ادامه تحصیل در دانشگاه را ناشی از نامه های محرمانه ای عنوان کرده اند که از طرف دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی به آنها ابلاغ شده است!!

گفتنی است که یکی از دانشجویان موصوف، در ترم آخر رشته علوم سياسي در مقطع كارشناسي ارشد به تحصیل اشتغال داشته و  نفر دیگر دانشجوی ترم دوم مديريت صنعتي در مقطع كارشناسي ارشد می باشد و نفر سوم نيز كه در رشته اقتصاد در مقطع كارشناسي ارشد در حال تحصيل بوده، در فاصله زماني دفاع از پايان نامه خود از ادامه تحصيل محروم شده است. نويد محمدي هم كه در آمون ورودي رشته مهندسي کامپیوتر مقطع كارشناسي ارشد قبول شده است، بدون آنکه دلیل قانع کننده ای ارائه شود از ثبت نام اش در دانشگاه جلوگیری بعمل آمده است!

گرچه محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل در ایران امر بدیعی نیست، لیکن محرومیت دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاهی که تمام سرمایه آن از طریق دانشجویان و بدون استفاده از سوبسیدهای دولتی تامین می شود، آنهم بدون رای کمیته انضباطی دانشگاه، اقدامی استثنائی و نادر بنظر می رسد!

این قبیل اقدامات در شرایطی صورت می گیرد که  علاوه بر مفاد بند 3 اصل سوم و اصل سی ام قانون اساسی که دولت را به تسهيل و تعميم آموزش عالي و همچنین گسترش وسائل تحصيلات عالي رايگان برای عموم ملت موظف کرده است، مستفاد از بندهای 9 و 14 اصل سوم و نیز اصول 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار نماید.

اصل نهم قانون اساسی نیز به صراحت بیان می دارد "در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است . ...هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات ، سلب كند."

اصول 19 و 20 قانون اساسی در این خصوص مقرر می دارد:

"مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ ،نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود. همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند."

بر اهل فن پوشیده نیست که از نظر حقوقی واژه "ملت" یک عام مجموعی است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ ، نژاد، زبان ،مذهب، مسلک و مرام را شامل می شود.

به این اعتبار پرواضح است که تحصیلات تکمیلی در دانشگاه ها نه تنها از مصادیق آزادی های های مشروع است بلکه مستفاد از بند 3 اصل نهم و اصل سی ام قانون اساسی جزء حقوق بلامنازع انساني ، سياسي، اجتماعي و فرهنگي یکایک مردم ایران و در زمره تکالیف و تعهدات دولت نسبت به "ملت" محسوب می شود.

از طرفی تبصره یک ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی در تعریف حقوق اجتماعي مقرر می دارد :"حقوق اجتماعي عبارتست از حقوقي كه قانونگذار براي اتباع كشور جمهوري اسلامي ايران و ساير افراد مقيم در قلمرو حاكميت آن منظور نموده و سلب آن بموجب قانون يا حكم دادگاه صالح مي‌باشد". بنابراین هرگونه محرومیت از حقوق اجتماعی مستلزم تصریح قانون و یا حکم دادگاه صالح است. گرچه بنا بر تاکید اصل نهم قانون اساسی حتی با وضع قوانین و مقررات هم نمی توان آزادی های مشروع را که آزادی تحصیل یکی از مصادیق بارز آن است از مردم سلب کرد.

به بیان دیگر استنكاف دولت از انجام تكاليف قانوني خود مبني بر فراهم ساختن شرايط لازم براي تحصيلات عالي و تسهيل و تعميم آموزش عالي و هم‌چنين محروم ساختن اشخاصی كه شرايط علمي آنان احراز شده از حق استيفاي خود در ادامه‌ي تحصيل، به ادله‌ي قانوني نيازمند است.

مضاف بر این دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 1363 به کنوانسیون بين‌المللي منع و مجازات جنايت آپارتايد پیوسته و به پیروی از مفادقانون الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون مزبور که مصوب 4/11/63 مجلس شورای اسلامی است، ملزم می باشد.

‌به موجب ماده 2 قانون مذکور "از نظر اين كنوانسيون واژه"‌جنايت آپارتايد" كه سياستها و رويه‌هاي مشابه جدايي نژادي و تبعيض نژادي را كه در آفريقاي جنوبي اعمال ‌مي‌گردد، شامل مي‌شود، به ديگر اعمال غير انساني كه به منظور ايجاد و برقراري سلطه يك گروه نژادي بر گروه نژادي ديگر انجام مي‌گردد و به طور ‌سيستماتيك آنان را مورد ظلم قرار مي‌دهد نيز اطلاق مي‌گردد."

همچنین مستفاد از بند ج ماده 2 قانون یاد شده " هر گونه اقدامات قانوني و يا اقدامات ديگر كه منظور از آنها بازداشتن گروه و يا گروههايي از مشاركت در زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ‌فرهنگي كشور ايجاد تعمدي شرايطي جهت جلوگيري از توسعه يك چنين گروه يا گروههايي بخصوص با محروم كردن اعضاي يك گروه و يا گروههاي‌نژادي از حقوق بشر و آزاديها شامل: حق كار، حق تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري مجاز، حق تحصيل، حق ترك و بازگشت به وطن، حق داشتن مليت، حق‌آزاد بودن در رفت و آمد يا اقامت، حق آزادي عقيده و بيان، حق آزادي تشكيل مجمع و يا انجمن مسالمت‌آميز" باشد، مصداق جنایت آپارتاید به شمار می رود!

گفتنی است که طبق بند الف ماده 4 این کنوانسیون، كشورهاي طرف قرار داد اين كنوانسيون متعهد شده اند تا تدابير قانوني و يا تدابير ضروري را به منظور منع و همچنين جلوگيري از هر گونه تشويق جنايت آپارتايد و يا سياستهاي مشابه جدايي نژادي‌طلبي ‌و يا مظاهر آن تصويب کرده و  اشخاصي را كه مرتكب اين جنايت گرديده‌اند مجازات نمايند.

‌ضمنا کشورهای عضو ملزم به تصويب تدابير قانوني قضايي و اجرايي براي تعقيب، محاكمه و مجازات افراد مسئول و يا متهم به اعمالي كه در ماده 2 اين كنوانسيون تعريف گرديده‌است می باشند

‌در ماده 5 قانون مذکور آمده است که "افراد متهم به ارتكاب اعمالي كه در ماده 2 اين كنوانسيون بيان گرديده است، ممكن است توسط دادگاه ذيصلاح هر كشور طرف اين كنوانسيون‌كه در مورد مشخص متهم داراي صلاحيت قضايي دولت، محاكمه و يا توسط ديوان كيفري بين‌المللي از سوي آن كشورهاي طرف كه صلاحيت آنرا ‌پذيرفته‌اند محاكمه شوند."

بنا به مراتب اشاره شده، محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل در دانشگاه ها فاقد هرگونه وجاهت شرعی، قانونی و عقلانی است و این اقدام علاوه براینکه در تعارض آشکار با قوانین و توصیه های شارع مقدس، مستند به مفاد "كنوانسيون بين‌المللي منع و مجازات جنايت آپارتايد" می تواند مصداق "جنایت آپارتاید" هم تلقی شود که هیچگونه تناسبی با شعار خداجوئی و مهرورزی ندارد و اگر به کلام مورد اشاره علی(ع) مبنی بر" الشـاخـص فـی طـلب العـلم کـالمـجـاهـد فـی سبیل الله" استناد جوئیم در این صورت می توان مدعی شد که بازداشتن جوانان این کشور از ادامه تحصیل در دانشگاه ها، از مصادیق بارز مسدود کردن راه خدا"یصدون عن سبیل الله" نیز می باشد. 

وانگهی چنانچه وزارت علوم و یا مسئولان دانشگاه آزاد ،مدعی هستند که دانشجویان محروم شده واجد شرایط قانونی نیستند، نظر به این‌که محروم کردن اشخاص از یک حق اجتماعی، نوعی مجازات تلقی می‌شود و مادامی که جرم افراد مذکور در دادگاه صالحه ثابت نشده، اصل بر برائت است و حکم این مجازات و اجرای آن نیز تنها از طریق دادگاه میسر است، لازم است که مبنای قانونی تحمیل کیفر محرومیت از ادامه تحصیل در مقاطع عالی‌تر برای دانشجویان موصوف را به آنان اعلام نماید.

بهرروی چنانچه دانشجویانی که به صرف دگراندیشی و ابراز عقايد خود و یا فعاليت‌هاي سياسي از حق و آزادی ادامه تحصیل در دانشگاه ها اعم از دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم و یا دانشگاه های آزاد و خصوصی محروم شده اند ، اقدام  مرتكب يا مرتكبين در محرومیت دانشجویان از ادامه تحصیل، اولا مغایر با اصول مختلف قانون اساسی نظیر: بندهای 3، 9، 14، اصل سوم و اصول 22 ،30، 36، 37 و بویژه اصل 23 این قانون است که صراحتا می گوید؛ "تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد" و ثانیا در تعارض آشکار با سایر قوانین موضوعه جمهوری اسلامی، اوامر شرعی و کنوانسیون بين‌المللي منع و مجازات جنايت آپارتايد بوده و جرم محسوب و قابل پي‌گيری قضائی است.

 لذا این دسته از دانشجویان می توانند با استناد به ماده 570 قانون مجازات اسلامی و دیگر قوانین، به محاکم کیفری مراجعه و با اعلام شکایت از بانیان محرومیت از تحصیل خود، نسبت به استیفاء حقوق خویش اقدام نمایند. با این امید که گوش های شنوا و همت عالی برای احیای حق و عدالت وجود داشته باشد.

زیرنویس:

1-(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35...

2-کتاب نخبه الخبار تحفه الخیار(تخلیه از رذائل و تحلیه با فضائل) – ص171تاليف سيد مجتبي حسيني مير صادقي زنجاني

طه دوشنبه سیزدهم مهر 1388  نظر بدهید!

بیانیه شماره ی 13 میر حسین موسوی

میرحسین موسوی: خشونت چاره‏ساز نیست

آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.


متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.

این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.

روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.

سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.

از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود. 

خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد. 

خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست. همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.

آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.

فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟

ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.

به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.

راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.
وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.

روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.

به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.

علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.

اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.

اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.

از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.

اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.

برادر شما - میر حسین موسوی

طه سه شنبه هفتم مهر 1388  نظر بدهید!

تئاتر 20:30

گافهای امشب ۲۰:۳۰ كه واقعيت را روشن می كند
 
 
  
  
 
 امشب(۳۱/۶/۸۸) بار دیگر ۲۰:۳۰ کذاب به تکذیب یکی دیگر از کشته شدگان پرداخت.....سعیده پور آقایی....اما چند نکته در اعترافات  او و مادرش ( که هر دو از ذوب شدگان هستند) جلب توجه میکرد. به این نکته نیز باید اشاره کرد که مهدی کروبی در آخرین نامه اش آورد که اطلاعات در مورد این خانم اشتباه بوده و در جلسه با هیات حقیقت!!!!یاب به آن اشاره کرده بود این سوال را مطرح کرده بود که چرا در مورد ترانه موسوی این غوغاها که به پا شد سریعا پس از افشای او فروکش کرد؟؟.....
اما گاف های تئاتر امشب :

طه سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

داغ استاد!

پرویز مشکاتیان ،

 استاد مسلم سنتور و موسيقيدان معروف ايران

به علت ايست قلبی درگذشت

طه سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  نظر بدهید!

خودکار رهبران سبزها قرمز خواهد بود یا آبی؟!!

پس از انتخابات و وقایع اخیر و خصوصا بعد از راه افتادن  جشنواره ی فیلمهای تابستانی محمود خان(دادگاه ها) در خصوص اعتراضات انتخاباتی همه ی محافل سیاسی داخل و خارج منتظر رسیدن نوبت به رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی بودند و تنها زمان این عمل مورد بحث بود که آن هم به اعتقاد اکثر حضرات بعد از روز قدس و عید فطر زمان مناسبی برای این عمل مینمود و گویی در این میان احضار آقای کروبی به دادگاه و زمزمه های دستگیری قریب الوقوع مهندس موسوی احتمالات شوم گذشته را تبدیل به واقعیتی تلخ خواهد کرد!

اما سؤالی که ذهن فیریلداخ را به خود مشغول کرده این است که آیا

خودکار موسوی و کروبی آبی خواهد بود یا قرمز؟!!

>>شنیدم در زمان خسرو  پرویز

> > گرفتند آدمی را توی  تبریز

 > > به جرم نقض قانون اساسی

 > > و بعض گفتمان های  سیاسی

 > > ولی آن مرد دور اندیش، از پیش

 > قراری را نهاده با  زن خویش            سبز سبزم

 > > که از زندان اگر آمد  زمانی

> > به نام من پیامی یا  نشانی

 > > اگر خودکار آبی بود متنش

 > > بدان باشد درست و بی  غل و غش

> > اگر با  رنگ قرمز بود خودکار

> > بدان باشد تمام از  روی اجبار

> > تمامش از فشار  بازجویی ست

 > > سراپایش دروغ و یاوه  گویی ست

سبز سبزم > >  گذشت و روزی آمد نامه از مرد

> > گرفت آن نامه را  بانوی پر درد

> > گشود و دید با هالو  مآبی

> > نوشته شوهرش با  خط آبی:

 > > عزیزم، عشق من ،  حالت چطور است؟

 > > بگو بی بنده احوالت  چطور است؟

> > اگر از ما بپرسی،  خوب بشنو

 > > ملالی نیست غیر از  دوری تو

> > من این جا راحتم،  کیفور کیفور

 > > بساط عیش و عشرت جور  وا جور

> > در این جا سینما و  باشگاه است

> > غذا، آجیل، میوه رو به راه است

> > کتک با چوب یا شلاق و باطوم

 > > تماما شایعاتی هست  موهوم

 > > هر آن کس گوید این جا  چوب دار است

 > > بدان این هم دروغی  شاخدار است

 > > در این جا استرس جایی ندارد

 > > درفش و داغ معنایی  ندارد

 > > کجا تفتیش های  اعتقادی ست؟

 > > کجا سلول های  انفرادی ست؟

> > همه این جا رفیق و  دوست هستیم

> > چو گردو داخل یک  پوست هستیم

 > > در این جا بازجو  اصلن نداریم

> > شکنجه ، اعتراف، عمرن نداریم

> > به جای آن اتاق فکر  داریم

 > > روش های بدیع و بکر  داریم

> > عزیزم، حال من خوب است این جا

> > گذشت عمر، مطلوب است  این جا

 > > کسی را هیچ کاری با  کسی نیست

 > > نشانی از غم و  دلواپسی نیست

 > > همه چیزش تمامن بیست  این جا

> > فقط  خود کار  قرمز نیست این  جا 

طه یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388  نظر بدهید!

بیانیه شماره ی ۱۲ مهندس موسوی

بیانیه شماره ی ۱۲ مهندس موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سیدعلیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است.

آنان به بند كشیده شده‏اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده‏اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند و مسئولان ادعا میكنند حتما به جنایاتی كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانیان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام می‏دهید؟

المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می‏پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟

مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهایی خطیر در پیش‌رو قرار گرفته است. دستگیری كسانی چون دكتر بهشتی یك نشانه است كه از حوادثی سهمگین‌تر خبر می‏دهد. اما باطل رفتنی است و آن چیزی كه به مردم سود می‏رساند باقی می‏ماند.

و اما ما ینفع الناس فی‏مكث فی الارض. آرامش و هوشیاری خود را حفظ كنید. سلسله حوادث جدیدی كه آغاز شده است به مانند دیگر تحركات كور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. مراقب باشید كه آن‏ها شما را تحریك نكنند و به هنگام نابودكردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.

اینجانب به ویژه هتك حرمتی كه از بهشتی مظلوم شده است را به فرزندان آن شهید و شاگردان و پیروان و دوستداران او و تمامی دلبستگان به انقلاب و اسلام تسلیت می‏گویم و از خداوند آرزومندم ضایعه‌ای كه با این عمل در قلب مردم ما ایجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

میرحسین موسوی

طه جمعه بیستم شهریور 1388  نظر بدهید!

حال و هوای این روزهای شهر و دیار ما،ایـــــران

 

 

طه جمعه بیستم شهریور 1388  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
"ایکی قاپیلار"
بیانیه 14
فتوای آیت الله حسینعلی منتظری در مورد حقوق ملت تورک آذربایجان
گئتمه ترسا بالاسی
اعلمی در دفاع از دانشجویان محروم از تحصیل آذربایجان
بیانیه شماره ی 13 میر حسین موسوی
تئاتر 20:30
داغ استاد!
خودکار رهبران سبزها قرمز خواهد بود یا آبی؟!!
بیانیه شماره ی ۱۲ مهندس موسوی
درباره وب
"فیریلداخ" وبلاگی شخصی یست و به هیچ حزب و گروه داخلی یا خارجی تعلق ندارد!!

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
بخش ویژه

JavaScript Codes -> کانون صنفی معلمان ایران 

www.yaaran.tk



صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com